سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
[ در صفت مؤمن فرمود : ] شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش . سینه او هرچه فراختر است و نفس وى هرچه خوارتر . برترى جستن را خوش نمى‏دارد ، و شنواندن نیکى خود را به دیگران دشمن مى‏شمارد . اندوهش دراز است ، همتش فراز . خاموشى‏اش بسیار است ، اوقاتش گرفتار ، سپاسگزار است ، شکیبایى پیشه است ، فرو رفته در اندیشه است ، نیاز خود به کس نگوید ، خوى آرام دارد ، راه نرمى پوید . نفس او سخت‏تر از سنگ خارا در راه دیندارى و او خوارتر از بنده در فروتنى و بى آزارى . [نهج البلاغه]

شهر

ارسال‌کننده : nazanin در : 89/6/11 11:53 صبح

سلام اینجا شهریست که من به ان گرفتارم. اینجا همه خاموشند اینجا کسی حرف نمی زند پنداری همه روزه سکوت دارند.

اینجا دردمعنی ندارد اکر از کسی کمک بخوای تنها نگاهت می کند و شاید بی نگاهی از کنارت بکذرد. وهزاران شاید دیکر

که همیشه نمونه های ان را به عنوان کلیشه های روزنامه پر کن می شناسیم.

این داستان ادامه داره.......................................




کلمات کلیدی :